
رضا قاسمیتولد:1/9/1373وفات:1/1/1394 سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی شبی که شام ِ آخر بود به دست دوست خنجر بود میان عشق و آینه یه جنگ نا برابر بود چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری چه قصه ی محقری چه اول و چه آخری ♫♫♫ ندانستیم و دلبستیم نپرسیدیم و پیوستیم ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه ها هستیم سفر با تو چه زیبا بود به زیبایی رویا بود نمیدیدیمو میرفتیم هزاران سایه با ما بود سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی ♫♫♫ در آن هنگامه ی تردید در آن بن بست بی اُمید در آن ساعت که باغ عشق به دست ...
ادامه مطلب